موضوعات مهم
از ایران بدون فیلترشکن وارد سایت های شرط بندی شوید همین حالا بازی کن
19 بازدید

راز یک ‌دستی پیرامون یحیی گل‌ محمدی، مربی باشید! بررسی عملکرد یحیی گل محمدی در تیم پرسپولیس

راز یک ‌دستی پیرامون یحیی گل‌ محمدی، مربی باشید!

آن‌ها که سکوت کرده‌اند و آن‌ها که تأییدش می‌کنند. پس این راز موفقیت کجا بوده که این‌چنین یکدستی تاریخی‌ای پیرامون یک مربی و تیمش شکل گرفته؟ در ادامه با بررسی این موضوع و عملکرد یحیی گل محمدی با ما همراه باشید…

 

ثبات، یک اصل همیشگی

یحیی گل محمدی مربی پرسپولیس

علی علیپور و مهدی ترابی از پرسپولیس جدا شده‌اند. می‌شود فریاد سرداد که پرسپولیس به هم ریخته است و ثبات از تیم گرفته شده. می‌شود به آمار تأثیر این دو نفر روی گل‌های پرسپولیس اشاره کرد و نوشت پرسولیس ستاره‌هایش را از دست داده. اما حقیقت این است که یکی مثل علیپور، در زمان هیچ سرمربی‌ای در تیم ملی، بازیکنی در چارچوب بازیکن‌های اصلی تیم نبوده. حتی بین نیمکت‌نشین‌ها هم نبوده. پس محتمل است که کیفیت فنی فوق‌العاده‌ای نداشته باشد. علیپور از نظر فنی، بازیکن بزرگی نبوده و نیست. اگر بود، یحیی گل‌ محمدی برای نگه داشتنش تلاش بیشتری می‌کرد. مهدی ترابی بازیکن خوبی است. اما سال‌ها درجا زده. از آن زمان که می‌گفتند از آژاکس پیشنهاد دارد، تا حالا چقدر جلو رفته؟ مهدی ترابی هم بازیکن فوق‌العاده‌ای نیست. حتی اگر باشد، در بازی تیم یحیی گل‌ محمدی، سخت‌تر از یکی مثل پهلوان جا می‌گیرد. ترابی وینگر معکوس است. به داخل زدن، مهم‌ترین ویژگی ترابی است. چیزی که در این پرسپولیس کمتر از وینگرهایش می‌بینیم. پرسپولیس سال‌هاست در تیمش ثبات دارد. ثبات در تمرین، یک معنای دیگر و جدا از ثبات در لیست و نگه داشتن همه بازیکن‌ها دارد. پرسپولیس ستون فقراتش را حفظ می‌کند. و مهم‌تر از همه این‌که، پرسپولیس در فصل جدید، ششمین فصلی است که با سیستم 2-4-4 بازی خواهد کرد. انتخاب کالدرون و گل‌ محمدی بعد از برانکو، حساب شده بوده. شاید هم نبوده، اما حتی اگر به شانس و اتفاق نسبتش بدهیم، یک حرکت شگفت‌انگیز و مثبت بوده. ثبات در ساختار، آن‌چیزی است که کمتر در موردش حرف زده شده. این تیم، با ثبات در ساختار جلو رفته.

 

نقل و انتقالات، کلید است

یحیی گل محمدی

یحیی گل محمدی از نقل و انتقالات، برنده بیرون آمده. دلیلش مشخص است. گل‌ محمدی ایده مشخص از فوتبال دارد. می‌داند چه از فوتبال می‌خواهد و طبیعتاً، مربی این‌چنینی خواهد دانست چه از بازیکنش می‌خواهد و چه بازیکنی می‌خواهد. گل‌ محمدی باز هم اگر می‌توانست بازیکن بگیرد، تیمش را باز هم از نظر کیفی، بالاتر می‌برد. کی فکرش را می‌کرد عیس آل کثیر اینقدر به تن پرسپولیس قشنگ و اندازه بنشیند؟ پهلوان چند فصل است که سایه‌ای از پهلوانی است که به یاد داریم؟ کی فکرش را می‌کرد بیاید و در کمترین زمان ممکن، بشود همان احسان پهلوان که در اوج کیفیتش به یاد داریم. سعید آقایی در سپاهان درجا زد. بازی می‌کرد، اما معمولی بود. ببینید چقدر معمولی شده بود که استقلالی که زکی‌پور را دارد هم به داشتنش بی‌میل بود. پرسپولیس تنها تیم خواهانش، از تیم‌های بالای جدول بوده. این یعنی، در مرز فراموشی و نادیده گرفتن بوده. هیچ طرفداری از سپاهان حسرت رفتنش را نخورد. هیچ استقلالی یا تراکتوری، بابت نداشتن و جذب نکردنش، آه نکشید. اگر در تیم گل‌ محمدی در کمترین زمان ممکن جا افتاده، چه معنایی دارد؟ حامد لک، زننده‌ترین خرید ممکن نقل و انتقالات بود. حتی خود پرسپولیسی‌ها هم تا دیدنش توی دروازه، نخواستند حضورش را باور کنند. حالا اما کاندید دروازه تیم ملی است. کیفیتی از خودش نشان می‌دهد که به نگاه خودمان و برداشت‌مان از کیفیتش شک می‌کنیم. چه اتفاقی رخ داده؟ مشخص است که گل‌ محمدی به سبب فوتبال مشخصی که دارد و سال‌ها کار کردنش روی این مدل از فوتبال، به بهترین شکل ممکن می‌تواند به جستجو و شناخت ابزار بپردازد. او صاحب دید فنی شده. با چنین مربی‌ای باید به نقل و انتقالات ورود کرد. یکی که بازیکن‌های فوتبالش را یکی یکی دور خودش جمع کند.

 

از برانکو تا گل‌ محمدی، جفا نکنید

یحیی گل محمدی و برانکو

برانکو تیم خوبی ساخته بود، اما سیر تیمش صعودی نبود. جز در سال اول به سال دوم و برطرف کردن ضعف‌های ساختاری دفاعی تیمش، در تمام سال‌های بعدش، تیمش نسبت به قبل افت کرد. در دو سال آخر، پرسپولیس برانکو، تیم با کیفیتی نبود. ادعای بزرگی است، اما نزدیک به واقعیت است. فقط یک شیفتگی ناجور می‌تواند جلوی دید فنی ما را بگیرد. تا آن اندازه که نبینیم و نفهمیم، برانکو در دو سال آخرش دستاورد فنی نداشته. تیمش به فینال آسیا رفته، اما چطور؟ نتیجه را نمی‌شود زیر سؤال برد. اما در مورد کیفیت فنی، حق داریم اظهار نظر کنیم. پرسپولیس تیم با کیفیتی نبود. از نظر گردش توپ، مالکیت توپ، میزان خلق موقعیت و سازماندهی هجومی، پرسپولیس از پرسپولیس فصل قبلش، به مراتب ضعیف‌تر بود. دیدید که همان پرسپولیس، دقیقا توی همان فصلی که فینال آسیا را برگزار کرد، از گروهی لیگ قهرمانان فصل جدید، بالاتر نرفت. بالاتر نرفتن که پیشکش، تیم آخر گروه شد. چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ به خودمان شهامت حرف زدن بدهیم. پرسپولیس یحیی گل‌ محمدی به مراتب از پرسپولیس برانکو تیم با کیفیت‌تری نشان داده. سازماندهی این تیم، در همه بازی‌ها به تیم حریف چربیده. در بازی‌ای که 55 درصد مالک توپ بوده همینطور و در بازی‌ای که 45 درصد مالک توپ بوده هم. پرسپولیس قدرت ساختاری از خودش نشان داد. ساختاری که منبسط و منقبض شدنش، جزء وجودی‌اش است. تلورانس عملکردش، پایین است. فرم دارد و به فرمش اطمینان دارد. ندیدن انسجام و ساختار تیم یحیی گل‌ محمدی، جفای به اوست. نسبت دادنش هم به برانکویی که تیم زیر دست خودش هم رو به افول بود، کار منصفانه‌ای نیست.

 

یک سیستم، سه مربی

گل محمدی مربی پرسپولیس

پرسپولیس در دو فصل ابتدایی حضور برانکو، با سیستم 2-4-4 لوزی بازی می‌کرد. در دوفصل بعد از آن هم با سیستم 2-4-4 خطی بازی کرد . کالدرون وقتی آمد، ابتدا در چند بازی 3-3-4 را انتخاب کرد، اما او هم بعد از مدتی رفت روی همین 2-4-4 خطی. بعد از کالدرون هم مربی‌ای آمد که سال‌هاست روی 2-4-4 خطی کار می‌کند. تیم برانکو روی بازی مستقیم و توپ‌های بلند حساب می‌کرد. از پرتاب‌های بیرانوند تا زیر توپ زدن‌های جلال حسینی. کالدرون اما کمی پرسپولیس مدرن‌تری ساخت. تیم او روی حملات انفجاری برنامه داشت. به آنی، انتقال دفاع به حمله را سر و شکل می‌دادند. به قدری سریع، که این نوع بازی برای همه ما تازگی داشت. انفجار مطلق. یک از جاکندگی و یورش کم‌نظیر. فوتبالی غیرآرژانتینی از مربی آرژانتینی. فوتبال کالدرون، فوتبال آمریکای جنوبی نبود. او به سرعت تصمیم‌گیری بیش از خلاقیت میدان داد. سروش رفیعی که با توپ ور می‌رفت را در همان نگاه اول گذاشت توی لیست مازاد. تیم کالدرون روی فاز انتقال بنانهاده شد. فنری که جمع می‌‎شد و وقتی رها ‌می‌شد، کُشندگی‌اش قابل مشاهده بود. تیم یحیی گل‌ محمدی آمد و نشست روی همان سیستم. یحیی گل‌ محمدی تغییراتش را آرام روی تیم کالدرون گذاشت. جوان بود، انگیزه داشت، اما خودکارش را در نیاورد بی‌مهابا امضایش را روی بازی پرسپولیس بنشاند. آرام نتیجه گرفت و روی تیم کار کرد. نوع گردش توپ را کم کم تغییر داد و البته با دور شدن از تمرینات کالدرون، زور بازی انفجاری پرسپولیس کمتر شد. مهم اما صبر گل‌ محمدی بود. این‌که دانست بازی مدل برانکو در 2-4-4 خطی و بازی مدل کالدرون در همین سیستم، بازی مورد علاقه‌اش نیستند، اما آشوب نکرد. اجازه داد تا نقل و انتقالات فرا برسد، بعد وارد فرآیند ساختن بشود. ساختن تیم خودش، در عین صبوری.

 

فوتبال مشخص، فوتبال برنده

تیم فوتبال پرسپولیس

یحیی گل‌ محمدی فوتبال مشخص دارد. مگر چند مربی در فوتبال ایران فوتبال مشخص دارند؟ یحیی گل‌ محمدی از همین اندک مربی‌هاست. فوتبال یحیی گل‌ محمدی بر اساس مالکیت توپ بنا گذاشته شده. فوتبال مورد نظرش عرض دارد. یعنی در اصلاح فوتبالی‌اش با چپ-راست، چپ-راست کردن توپ و تیم مقابل، دنبال باز شدن فضا می‌گردند. تیم گل‌ محمدی از کناره‌ها با حرکات ترکیبی سریع و مشخص و نه حرکات عجیب و غریب، توپ را جلو می‌برد. اورلپ‌های تیم گل‌ محمدی در یک بازی را بشمارید. یک حرکت ساده، اما نهادینه شده در تیم. هافبک وسط‌های این شکل بازی، بازیکن‌هایی هستند با قدرت مدیریت توپ. بازیکن‌هایی که برای پوشش و حمایت به کانال کنار و محوطه هم اضافه می‌شوند. دو هافبک وسط به تمام معنا. نه هافبک دفاعی، نه هافبک طراح. هافبک‌های کناری پرسپولیس بازیکن لب خط هستند، ترجیح گل‌ محمدی استفاده از بازیکن پای موافق است. کمتر می‌بینید به داخل بزنند. فشار روی خط، آن‌چیزی است که از تیم گل‌ محمدی می‌بینید و دور زدن مدافعین کناری رقبا. شهرخودرو با گل‌ محمدی در دوفصل قبل، میانگین 501 پاس در هر بازی را به ثبت رسانده، سهمیه آسیا را هم به دست آوردند. همزمانی بازی مسلط و توپ‌گرا با نتیجه، در فوتبال ایران، مورد نادری است.

 

حرف بزنند یا نه؟

در مورد ویژگی‌های مثبت یحیی گل‌ محمدی به اندازه کافی نوشته شد. حالا در مورد یک معضل می‌خواهیم حرف بزنیم. در مورد یک ویژگی بزرگ برای یک مربی. به مربی‌های بزرگ دنیا نگاه کنید، در همان سالن کنفرانس، انواع و اقسام مدل‌های مدیریتی را به کار می‌گیرند. شاید ساعت‌ها مطالعه کنند و به نحوه ورود و خروج‌شان، نحوه شروع صحبت و سلام و علیک‌شان فکر کنند. حتماً برنامه دارند. اما اینجا چه؟ فرهاد مجیدی برای مثال، مدت‌ها حتی نتوانست به سالن کنفرانس بیاید و به دو تا سؤال چند خبرنگار خیلی معمولی که سؤالات‌شان از قبل مشخص است، پاسخ بدهد. یحیی گل‌ محمدی هم دقیقاً در همین دسته است. نقطه ضعف دارد. او هم این‌کاره نیست. هنوز باید بروند توی کلاس قلعه‌نویی بنشیند و یاد بگیرند. گاهی باید حمله کرد، گاهی باید با متانت بود و فضا را کنترل کرد. کجا از تیم حریف تعریف کرد و کجا به عملکرد تیم خود ایراد گرفت. مجیدی تصمیم گرفت حرف نزند. گل‌ محمدی هم اگر همین تصمیم را بگیرد، برایش مفید است. اما حقیقتش باید به هوادار احترام گذاشت و آمد. پس این یحیی گل‌ محمدی‌ای که حرف می‌زند، می‌تواند ضعیف‌ترین نمایش گل‌ محمدی در چارچوب فوتبال و پیرامونش باشد. نمایش تیم گل‌ محمدی همیشه به نمایش خودش چربیده. او اگر می‌خواهد موفق‌تر شود، باید از این هم کمتر خودش را به نمایش بگذارد. با یک سیاست دیگر، یک روشی که خودش‌ می‌داند و نه شبیه مجیدی که این‌کاره نبودنش هنوز هم زار می‌زند.

 

صحبت های یحیی گل محمدی پس از صعود به فینال آسیا

بیشتر بخوانید

ارسال نظر