موضوعات مهم
از ایران بدون فیلترشکن وارد سایت های شرط بندی شوید همین حالا بازی کن
25 بازدید

اسکوچیچ در ۴٠ دقیقه؛ هشت ماه اشتباه! اولین بازی تیم ملی با اسکوچیچ و حواشی آن

اسکوچیچ در ۴٠ دقیقه؛ هشت ماه اشتباه!

تیم ملی اسکوچیچ، بازی دوستانه برابر ازبکستان را برنده از زمین بیرون آمده، اما اطمینان از بردن برای ما که بردن ویلموتس را آن‌چنان مقتدر و قاطع دیده‌ایم، خودکشی مطلق است. چه دیده‌ایم و چه ندیده‌ایم؟ در چه مختصاتی از نبرد به سر می‌بریم و چقدر با مُردن فاصله داریم؛ چقدر با حیات؟

 

اسکوچیچ و تیم ملی جدید

تیم ملی ایران

تیم ملی با 2-1-3-4 یا 2-3-1-4 و خودمانی‌ترش 2-4-4 لوزی وارد زمین شد. آخرین باری که تیم ملی با این سیستم وارد زمین شده، زمان کی‌روش نبوده. زمان قطبی هم نبوده. دایی و قلعه‌نویی هم با این سیستم تیم‌شان را سازمان نمی‌دادند. حتی این وسط‌ها، منصوریان و ابراهیم‌زاده هم چنین نکرده‌اند. آخرین بار‌، احتمالا وجود ندارد! این به معنای تازگی مطلق است. مربی تیم ملی در سطح ملی تازه‌کار است، سیستم مورد نظرش تازه است، بازیکن تازه هم دعوت کرده، حتی کاپیتان تازه هم معرفی کرده؛ بمب خالص. این‌طوری، قطع کردن هیچ سیم زرد، قرمز، یا آبی‌ای، شبیه هیچ فیلمی، نمی‌تواند مانع منفجر شدن این تیم شود. 2-4-4 لوزی برای پوشش عرض، مشکل بنیادین دارد. بازی با استقرار مهره‌ها نیست؛ شوخی نیست. آن‌‎ها که از این سیستم استفاده می‌کنند، مشکلش را با کار کردن برطرف می‌کنند.خلاصه این‌که کار می‌برد. به خصوص این‌که سیستم متدوالی نیست. بازیکن‌ها به بازی در مختصاتش عادت ندارند. پوشش و حمایت در این سیستم، کاری است مشکل. اولین اشتباه اسکوچیچ، در اولین تصمیم مهمش رخ داده. ناامیدکننده است. بدتر از آن، این‌که او با تصمیم‌های درستش می‌تواند مربی بزرگتری شود، با تصمیم‌های غلطش هم می‌تواند به همین دستاورد برسد. نیمکت ایران، به خودیِ خود برای او دستاورد است. پیروزی یا شکست، فقط نسبت کامیابی او را تغییر می‌دهد. متزلزلش نمی‌کند، پایینش نمی‌آورد. انتخاب اشتباه یعنی همین.

 

مربی 8 ماهه تیم ملی

اسکوچیچ در تیم ملی

اسکوچیچ هشت ماه سرمربی تیم ملی است. چقدر کار کرده و چقدر تحقیق و مطالعه؟ چرا در اولین بازی تیم ملی، سیستم انتخابی‌اش برای تیم، فقط 40 دقیقه کارکرد داشت؟ ازبکستان کناره‌ها را گرفت. داشت آن‌جا جولان می‌داد. اسکوچیچ بعد از بازی گفته می‌دانستم ازبک‌ها با 1-4-1-4 از کناره‌ها فشار می‌آورند. می‌دانسته و کناره‌ها را داده به ازبک‌ها. چیزی تو مایه‌های عملیات‌ فریب محسن رضایی. مربی حسابی، ما تا خودِ خودِ مُردن، گریه کردن تو بغل بشار رسن، 5 بازی فاصله داریم. عملیات فریب و مانور یعنی چه؟ ما باید خود جنگ را تمرین کنیم. خیلی جدی، با بهترین‌ها. اگر استفاده از این سیستم، خروجی هشت ماه کار بوده، چرا توی چهل دقیقه به باد رفته؟ مربی تیم ملی باید جواب بدهد. توی این مدت، به چه فکر کرده؟ به چه بازیکنی، در چه پستی فکر کرده؟ اگر خروجی، اینی باشد که مقابل ازبکستان دیدیم، باید فاتحه این تیم را خواند. اگر اسکوچیچ، باشگاهی فکر می‌کند، باید فکر عاجلی کرد. اگر گمان می‌کند این‌جا هم نفت آبادان است که فرصت اشتباه دارد، باید توجیه شود. یکی از توی فدراسیون، از کمیته فنی، از جایی غیر از رسانه‌ها که یکی مثل میثاقی باشد. او که مجری‌گری را با وراجی و فوتبال را با خم رنگرزی اشتباه گرفته.

 

هافبک مورد غضب اسکوچیچ

اشکان دژاگه

دو مهاجم تیم ملی در نیمه اول روی چند توپ فشار گذاشتند؟ خوب هستند، اما چرا یک نیمه کامل، تافته جدا بافته بودند؟ با اولین پاس ازبک‌ها، فقط هشت بازیکن ایران بین دروازه‌بان ما و توپ قرار می‌گرفتند. دو مهاجم از بازی خارج بودند. این، اگر دستور تاکتیکی بوده، چیز تازه‌ای در علم مربیگری است. اگر نبوده، ذهنیت بازیکن از خودش و تیم مشکل داشته. اسکوچیچ باید روی تیم بودن تأکید کند. اجازه ندهد دوندگی کار بازیکن‌های لیگ خودمان شود و برازندگی، صفت مهاجم پورتو، زنیت یا هر جای دیگر. بدیهی است که باید تیم باشیم. کار اسکوچیچ سخت است، چون بازیکن‌ها دارند با مربی‌های بزرگتری در تیم‌های باشگاهی کار می‌کنند. اما اسکوچیچ باید از خودش توان مدیریت ابزارش را نشان بدهد. این اولین قدم سرمربی خوب شدن است. حتی آن‌هایی که دعوت نمی‌شوند را هم باید بتواند مدیریت کند. اشکان دژاگه دعوت نشده. حداقل برای این چند بازی، دژاگه هم می‌توانست به تیم ملی کمک کند. ممکن است تا بازی برابر عراق و بحرین، هافبک‌های کنونی تیم ملی دچار مصدومیت شوند، آن‌موقع دژاگه هم به کار می‌آید. اما سرمربی تیم ملی، ظاهراً ارتباط درست با او برقرار نکرده. وقتی که در رستوران‌های تهران با رادوشوویچ و میلیچ گذرانده را می‌توانست صرف گفتگو با اشکان دژاگه کند. اما حالا اشکان دژاگه از اعلام لیست تیم ملی به عنوان بازی موش و گربه یاد می‌کند. اظهار خوشحالی می‌کند که در این بازی زشت نیست و چقدر بد. چقدر بد است که سرمربی تیم ملی، نه توضیح می‌دهد، نه مدیریت می‌کند. اشکان دژاگه به همین راحتی کنار گذاشته شد. چقدر بد کنار گذاشته شد.

 

 تیم ملی با 12 کاپیتان

در تیم کی‌روش، کاپیتان بیست و سوم هم مشخص بود. در تیم اسکوچیچ بر چه اساسی، بازوبند به شجاع خلیل‌زاده رسید؟ احسان حاج‌صفی، وحید امیری، سردار آزمون و بعد شجاع خلیل‌زاده. معیار سرمربی تیم ملی چه بوده؟ این بی‌نظمی به تیم آسیب خواهد زد. بازیکنی که به علت بی‌احترامی به سرمربی اسبق تیم ملی، مدت‌ها به تیم ملی دعوت نشده، در بازی اول به کاپیتانی نائل شده. این خیز بلند و گریز بزرگ را اگر با مسائل فنی مرتبط بدانیم، کلاه بزرگی سرمان نرفته؟ اسکوچیچ اگر می‌خواهد نشان بدهد او هم حرف خودش را دارد، دید فنی خودش را دارد. جور دیگری، نه مثل دیگران، فکر می‌کند، راه دیگری هم می‌تواند پیش بگیرد. اصول خودش را تعریف کند. به ما نشان بدهد ملی پوش شدن در تیم او آسان نیست. جلب کردن نظر او، سخت است. نه اینکه هر بازیکنی از راه رسید را فقط به این دلیل که تازه است و می‌تواند نماد نو شدن تیم او و امضای مربیگری‌اش روی بازی تیم ملی باشد را، به تیم تحمیل کند. همین حالا هم دیر نیست. او می‌تواند توضیح بدهد که چرا بازوبند به شجاع رسیده. بی‌اعتمادی به وجود آمده را برطرف کند.

 

استراتژی برنامه ریزی شده یا سیستم بدون تفکر

ترکیب تیم ملی

علی کریمی آماده‌ترین هافبک حال حاضر ایران است. نیمکت نشسته تا نوراللهی بعد از آن ‌همه بازی فشرده، فیکس تیم ملی باشد. انتخاب بازیکن‌ها به عهده سرمربی است. مسئولیت شکست‌ها هم همچنین. ما فقط می‌توانیم نظرمان را بنویسیم. علی کریمی باید باشد. رامین رضاییان باید باشد. سعید عزت‌اللهی باید باشد. امید ابراهیمی باید باشد. از خودمان درنمی‌آوریم. تجربه زیستن با این تیم ملی به ما می‌گوید کدام‌ می‌تواند مفید یا مفید‌تر باشد. حالا وقت آزمون و خطا نیست. وقت رجوع ما به آن‌چه زیسته‌ایم است؛ به آن‌چه تجربه کرده‌ایم. وقت اعتماد به آمار. البته که ما اگر راهی که در پیش گرفته بودیم، این بود، خود اسکوچیچ از گوی بیرون نمی‌آمد. سرمربی تیم ملی، خودش خروجی بی توجهی به آمار و شناخت و تجربه و زیسته است. او خودش یک مجتبی نجاریان است که در بزنگاه فیکس تیم ملی شده. آن‌‌چه می‌گوییم شرط بلاغ است، وگرنه اگر قرار بود چیزی درست شود، از اول چیزی خراب نمی‌شد.

 

تغییر سیستم در نیمه اول

از نکات مثبت تیم ملی، فهم مشکل تیم و اصلاح آن بود. اسکوچیچ 40 دقیقه بعد از اشتباه اولش، اصلاح اولش را هم انجام داد. وقتی دید که ازبکستان از کناره‌ها بازی را گرفته است، دستور تغییر سیستم را صادر کرد. تیم ملی به 2-4-4 خطی تغییر سیستم داد. خودش می‌گوید ما به 1-3-2-4 تغییر سیستم دادیم، اما این اتفاق، برای بعد از ورود سامان قدوس به زمین است. در این فاصله، تیم ملی 2-4-4 خطی بازی کرد. تیم ملی با هر تغییر سیستم بهتر شد. اما این بهتر شدن، نمی‌تواند دلیل امتیاز دادن به اسکوچیچ باشد. همانطور که وقتی در دربی، یحیی گل‌محمدی اشتباه کرد، با این‌که در کوتاه‌ترین زمان، اصلاحش کرد و بازی را از استقلال گرفت، در کارنامه‌اش علامت منفی گذاشتیم. اصلاح اشتباه، گریز از تلف شدن است، نه سیر متعالی. ننویسید اسکوچیچ هوشیار است و می‌فهمد در زمین بازی چه می‌گذرد، درست خلاف بسیاری از مربیان بزرگ دنیا. می‌خواهید طعنه به کارلوس کی‌روش بزنید؟ این راهش نیست. کی‌روش کم کنار زمین هنگ نکرده. کم تصمیم اشتباه نگرفته. اما نه مقابل وادیم آبراموف. منصف باشید. اگر هم هنگ کرده، مقابل یکی مثل فرناندو سانتوس بوده، مقابل یکی مثل لوچسکو. همین اسکوچیچ مگر مقابل استراماچونی به خواب زمستانی نرفته بود؟ مگر در بازی برابر استقلال، وقتی 24 شوت به سمت دروازه تیمش روانه شد، چه کرد؟ از بغضی که نسبت به کی‌روش دارید، آگاهیم. انتقاد نکنید از اسکوچیچ. اما حداقل تعریف بی‌جا هم نکنید. ما تعریف‌هایتان از ویلموتس را هنوز به یاد داریم.

 

اسکوچیچ در حد و اندازه های تیم ملی ؟

همان موقع هم نوشتیم. نوشتیم حتی اگر می‌خواهید برانکو را انتخاب کنید، قلعه‌نویی دم دست‌مان است. از برانکو هم خیلی بیشتر فوتبال ما را می‌شناسد. به بهانه شناخت فوتبال ایران، تیم را به برانکو ندهید. ما چه می‌دانستیم، با همین بهانه بی‌پایه، تیم را به اسکوچیچ خواهید داد. قلعه‌نویی و گل‌محمدی کیفیت و شایستگی‌یشان را نسبت به کروات‌های وارد شده به فوتبال ایران نشان داده‌اند. حتما باید گل‌محمدی تیمش را به فینال آسیا می‌رساند تا به این فهم برسید؟ حالا که کار از کار گذشته، سعی نکنید از اسکوچیچ تاکتیسین، استراتژیست یا هر چیز دیگری بسازید. اسکوچیچ، یک مربی خیلی معمولی کروات است. ننویسید تنوع او در تمرینات بی‌نظیر است. تیم ملی اصلا به تنوع تمرینی احتیاج ندارد، آن‌هم در این مدت کوتاه. شما با تمرینات غلط هم می‌توانید تنوع تمرینی ایجاد کنید. با کدام آگاهی به تنوع تمرینی‌اش امتیاز مثبت می‌دهید؟ مگر خروجی اسکوچیچ در فوتبال ما چه بوده؟ حتی جواد نکونام در همین ابتدای مربی‌گری‌اش،‌ مربی‌تر از اسکوچیچ نشان داده. با خونه‌ به خونه تا نیمه نهایی حذفی رفت و در منطقه صعود بود، در ادامه همان فصل با نساجی به لیگ برتر صعود کرد و فولاد را در معمولی‌ترین حالت ممکنش از نظر ابزار، به رتبه سوم لیگ رسانده. منطقی باشید. تیم ملی حتی اگر با اسکوچیچ از این مرحله عبور هم کند، به مربی بهتری نیاز دارد. حتماً و ترجیحاً خارجی. اگر نشود، مربی‌های بزرگ داخلی.

 

معتبرترین کازینو آنلاین فارسی

بیشتر بخوانید

ارسال نظر