موضوعات مهم
از ایران بدون فیلترشکن وارد سایت های شرط بندی شوید همین حالا بازی کن
13 بازدید

استقلال و قهرمانی، خیلی دور از هم اوضاع تیم استقلال و حال و هوای این تیم با کادر فنی جدید

استقلال و قهرمانی، خیلی دور از هم

فرهاد مجیدی رفت تا یکی بیاید برای بالاتر بردن شانس قهرمانی استقلال. طرفدار استقلال به دوم شدن، نگاه هم نمی‌کند، چه رسد که در آغوشش بگیرد و باهاش عشق‌بازی کند. فکری آمده و یک راه بیشتر ندارد. اگر می‌خواهد سرنوشتش شبیه منصوریان و مجیدی نشود، نباید شبیه‌شان باشد. باید سخت کار کند و کم حرف بزند. او که تا همین چند ماه پیش، گزینه دهم استقلال هم نبود، حالا صاحب نیمکت استقلال است. این جهش، می‌تواند سقوط دردناکی هم داشته باشد. البته این حق را دارید که حتی به فکری هم خوشبین باشید، به فکری هم دل ببندید. امیدوار باشید به این‌که او آمده تا نظم را برگرداند. هرچند اگر توی همین دو سه روز هم تمرینات استقلال را دیده باشید، فهمیده‌اید که نظم، با قیافه عبوس هم ممکن است به دست نیاید. نظم حاکم، خروجی اقتدار مربی‌ای است که از لحاظ فنی، خودش را ثابت کرده و دست بالا را دارد. همه این‌ها به کنار. استقلال با قهرمانی فاصله دارد، به دلایل مشخص.

 

استقلال کجا تمرین می‌کند؟

تمرین استقلال

استقلال زمین تمرین ندارد. نداشتن به معنای نیستی نه، به معنای کاربردی نبودن. به این معنا که وقتی زمستان شود، همه جای زمین زرد است و وقتی باران و برف بیاید، استقلال روانه سالن سرپوشیده. زمین کمپ حجازی آنقدر سفت و خشک است که هر بار بازیکن‌ها آن‌جا تمرین کرده‌اند، صدای همه‌یشان درآمده. پس می‌ماند زمین مجموعه انقلاب و زمین شماره دو آزادی. دو زمین اجاره‌ای که اجاره‌ای بودنش نشان می‌دهد باید چه کیفیتی داشته باشند. کدام تیم دنیا با زمین اجاره‌ای توانسته قهرمان شود که استقلال دومی‌اش باشد؟ استقلال تا فصل را به پایان برساند، در سه زمین، تمرین خواهد کرد. این معنای مشخص دارد. یعنی آمار مصدومیت‌ها بالا خواهد بود. استقلال همه این سال‌ها مصدوم‌ترین تیم لیگ بوده. همیشه ناقص بوده و این ناقص بودن را هیچ مربی و هیچ بدنسازی نتوانسته درمان کند. اما ظاهراً هیچ‌کس علاقه‌ای به برطرف کردن این مورد ندارد. همه هزینه رساندن زمین کمپ حجازی به حالت استاندارد تمرینی، زیر پنج یا شش میلیارد خواهد بود. هیچ مدیری سراغش نمی‌رود، چون سود ندارد برود روی زمین کار کند. دو تا بمب شبانه، می‌تواند جایش را محکم‌تر کند. استقلال با بحران زمین تمرین روبه‌رو شده. این یعنی استقلال هم مصدوم خواهد داد، هم بد تمرین خواهد کرد. حتماً شنیده‌اید که تیم، آن‌طوری بازی خواهد کرد که تمرین کرده است. استقلال نمی‌تواند تمرین با کیفیت داشته باشد. چیزی که استراماچونی را به ستوه آورد، همین بی‌توجهی به جزئیات بود. همین که مدیران استقلال نمی‌دانند سرعت توپ در زمینی که چاله دارد یا بلند است، چقدر می‌تواند متفاوت از بازی در زمین مسطح و استاندارد باشد.

 

ستون فقرات جدید

استقلال بعد از رفتن مجید حسینی، امید ابراهیمی، جباروف و تیام، دوباره باید ساخته می‌شد. استقلال دوباره ساخته شد. با روزبه چشمی، علی کریمی و شیخ دیاباته. استقلال فصل بعد هم ظاهراً دوباره باید ساخته شود. این ساختن، به معنای زمان بردن است، به معنای فروپاشی ساختار است و از نو بنا کردنش. از بهترین تیم‌های دنیا هم سه رهبر در سه خط مختلف را بگیرید، از پا می‌افتند. اتفاقی که اگر در پرسپولیس هم رخ داده، آرام و مرحله به مرحله بوده، در استقلال به یک‌باره رخ می‌دهد و تیم دچار فروپاشی می‌شود. استقلال به ستون فقراتش نیاز دارد. آن‌ها که به تیم ارزش افزوده می‌دهند، آن‌ها که در ساختار هم، بولد هستند. آن‌ها که در بازی دیده می‌شوند و حس‌شان می‌کنیم. مثلا علی علی‌پور هم رفته، اما درک این‌که او مهره خیلی مهمی هم نبوده، سخت نیست. استقلال سه مهره تأثیرگذار و بولد داشته. چشمی، کریمی و دیاباته. استقلال برای داشتن شانس قهرمانی باید حداقل دو نفرشان را حفظ کند. یکی رفته، دو نفر دیگر چه؟ راز قهرمانی در پالتوی برانکو ایوانکوویچ در واراژدین، توی جیب چپش گذاشته نشده. راز قهرمانی، رعایت کردن همین جزئیات و بدیهیات است. استقلال بدون رعایت این‌‎ها و بدون احترام به قواعد فوتبال، چطور می‌تواند قهرمان شود؟

 

مربی جدید، مدل قدیم

محمود فکری

محمود فکری با نساجی نتیجه گرفته. بدترین استدلال ممکن برای مناسبن دانستنش برای حضور در استقلال. این‌طوری حسین فرکی با دو قهرمانی در لیگ برتر، حتماً می‌توانست گزینه مناسب‌تری باشد، یا حتی عبدالله ویسی. شما فکر می‌کنید مدیریت استقلال می‌داند نساجی زیر نظر محمود فکری چه کیفیتی داشته؟ از کسی پرسیده‌ یا خواسته‌اند حداقل چند بازی از آن تیم را ببینند و نظرشان را جویا شوند؟ نساجی در دو بازی آخرش شوت در چارچوب نداشته. در چهار بازی آخرش فقط دو شوت در چارچوب داشته. در بالاترین حالت ممکن، فقط در یک بازی بالای 80 درصد پاس صحیح داشته. به طور متوسط در هر بازی در شش بازی آخرش، امید گل تیم مقابل نساجی برابر 1.35 بوده. این یعنی نساجی یا سازمان دفاعی نداشته، یا بسیار ناقص بوده. حتی اگر همان بازی آخر برابر شهر خودرو را ببینید، مدل تجمع دفاعی نساجی را خواهید دید. این‌که چطور در آن تجمع دفاعی، این اندازه به حریف موقعیت داده‌اند هم هنر کادر فنی بوده. تیم محمود فکری حتی در ضدحملات هم آن‌طور که تیم‌های با این مدل بازی، برنامه دارند، برنامه‌ای نداشته. بروید تعداد ضد حملات با سرعت، شدت و تعداد مناسب مناسب را در بازی‌های نساجی در بیاورید. خلاصه کلام این‌که مدیران استقلال، خواسته یا ناخواسته به مربی کاملاً سنتی اعتماد کرده‌اند. بازی کاملاً معمولی از تیم فکری که به نظر نمی‌رسد مناسب جایگاه استقلال باشد. استقلالی که با منصوریان، شفر و مجیدی نتوانسته قهرمان شود، چطور می‌تواند با فکری برای قهرمانی بجنگد؟

 

کادر فکری، شبیه خودش

کادر فنی استقلال

 

کادر محمود فکری، همه معمولی، دقیقاً مثل خودش. دستیارهایش چقدر می‌توانند کمکش کنند؟ نه در پخش کاور، در بخش اصلی کار. حنیف عمران‌زاده چقدر از فرم درست دفاعی اطلاع دارد؟ اوست که می‌خواهد استقلال را در فاز دفاعی تمرین بدهد؟ مربی بدنساز فکری از کجا آمده؟ چقدر ازش شناخت دارد؟ بدنسازی در فوتبال روز دنیا، چنان به تاکتیک گره خورده که حتی نمی‌شود تصورش کرد که کار را داد دست یک مربی که اسم بدنساز دارد و بی‌خیال فرم فیزیکی بازیکن‌ها شد. دوران این کارها گذشته. تیم‌ها در فوتبال روز، بر اساس مدل تاکتیکی بازی مورد نظرشان تمرین می‌کنند. بدنسازی شاخه‌ای جدای از تاکتیک نیست، زیرمجموعه آن است. محمود فکری می‌خواهد تیمش را در سالن وزنه و اول فصل و وقت گرم کردن بدهد به دکتر فلانی و خودش بی‌خیال باشد؟ اصلاٌ سرمربی‌ای که هنوز دستیار اولش مشخص نیست، چقدر می‌تواند امیدوارکننده باشد. و یک نکته دیگر. فوتبال ایران آن‌قدر جمع و جور و خالی از آدم حسابی است که حتی اگر همین حالا از هوادارها لیست بخواهید، نام سه چهار دستیار ثابت شده و موفق را به محمود فکری خواهند داد. کار درست چیست؟ اعتماد به فکری و کادرش، یا تحمیل کردن دستیار اول مناسب به کادر ضعیفش؟ همان ضرب‌المثل قدیمی: چرا عاقل کند کاری …؟

 

چطور حمله می‌کنید؟

استقلال مجیدی متوسط 52 درصد مالکیت توپ در بازی‌های لیگ برتر داشته. تیم فکری چقدر می‌خواهد مالک توپ باشد؟ تیم مجیدی در بازی‌هایی که ری‎‌اکتیو بازی کرده، مثل بازی‌های برابر سپاهان، برنده بازی بوده. اما وقتی مجبور به چرخاندن توپ و حمله بوده، خراب کرده. مقابل همین نساجی محمود فکری، گل‌گهر، پیکان و …  . قسمت سخت فوتبال دقیقاً همین‌جای فوتبال است. وقتی توپ را دارید، تیم حریف فشرده است و خط آفسایدتان در بالاترین نقطه است. هر لحظه با هر اشتباه ممکن، احتمال دارد نه آن‌که چیزی به دست نیاورید، بلکه آن‌چه اندوخته‌‌اید را هم به فنا بدهید. اینجاست که سرعت و شدت گردش توپ مهم می‌شود. با مسئله‌ای به نام فاز انتقال منفی مواجه می‌شویم و البته یک پدیده جدید در فوتبال روز، به نام کانترپرس، برای بازپسگیری توپ، یا به تاًخیر انداختن فاز انتقال مثبت تیم مقابل. تیم محمود فکری چطور می‌خواهد خودش را برای این شرایط آماده کند؟ چقدر به طراحی تمرینات برای اینجای فوتبال مسلط هستند؟ استقلال اگر نتواند به مدل بازی توانمندی برای این مواقع برسد، نخواهد توانست برای قهرمانی بجنگد. جمع کردن امتیاز برابر تیم‌هایی که اتوماتیک مقابل استقلال عقب خواهند نشست، قدم اول برای قهرمانی است.

 

سخنان محمود فکری در حاشیه تمرین استقلال

 

رقابت با فینالیست آسیا

استقلال و پرسپولیس

استقلال برای قهرمانی باید از پرسپولیس عبور کند. پرسپولیسی که همه دیدند چقدر تیم ساختارمندی است. تیمی که ایده و روش مشخص بازی دارد. علاوه بر این، اعتماد به نفس دارد. به معنای واقعی کلمه، تیم است و از جایگاهش دفاع می‌کند. تیمی که حتی مقابل السد و الدحیل سعی می‌کند به بازی مسلط شود، حتی اگر نشده باشد هم تیم قابل احترامی‌ست. پرسپولیس به همه بازی‌هایش در آسیا مسلط بوده. فرم مشخص هجومی دارد. از دیدنش می‌شود یاد گرفت. این همه ستایش در بعد فنی، یعنی تیم محمود فکری در اکنونش، از پرسپولیس گل‌محمدی عقب‌تر است. حالا دیگر می‌شود گفت که گل‌محمدی، رکورد مربی ایرانی بودن را زده. بهترین است و هنوز جوان. در عین جوان بودنش، کوهی از تجربه است. نفر اول بودن در پرسپولیس در دو مقطع، در تراکتور و در ذوب‌آهن و شهر خودرو، امتیاز کمی ندارد. او حالا یک زیست مربیگری قدرتمند و طولانی به همراه خود دارد. مدلی از بازی را مدت‌ها دنبال کرده و حالا به تکاملش رسانده. مربی‌ای که می‌تواند در یک هفته پنج بازیکن جدید را به تیم تحمیل کند و موفق هم باشد، مربی کوچکی نیست. حتی فولاد جواد نکونام را دست کم نگیرید. مربی‌ای که در سال اولش تیمش را سوم کرده، با بیشتر ماندنش و با ارتقاء ابزارش، می‌تواند بهتر هم نتیجه بگیرد. خلاصه این‌که محمود فکری، در نقطه استارتش، چند متر از سایرین عقب‌تر است. کارش سخت است و احتمال این‌که او در مربیگری مرد روزهای سخت باشد، پایین است. فکری با قهرمان کردن استقلال، می‌تواند ثابت کند بهترین مربی حال حاضر ایران است. مشخص است ادعای بزرگی است و این یعنی، کار سختی هم دارد.

بیشتر بخوانید

ارسال نظر